خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

گفتم:

+ سلام عاصف. خوبی؟

- سلاااام! بهبه، ببین کی زنگ زده. مخلص داداش!

+ دیشب عجب جکهایی میفرستادی برام. دمت گرم. روحم شاد شد.
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 15:26

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

زنگ زدم به خانومم، چندتا بوق خورد جواب داد. گفتم:

+ سلام فاطمه زهرا خانوم. احوال شما؟

- بهبه سلام آقا محسن. چطوری آقای معاون. تو خوبی؟

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 15:26

بسم الله الرحمن الرحیمسلام نور گوشیم و کم کرده بودم تا خاموش نشه و صرفهجویی در مصرف باطری حساب بشه. همزمان یه پیام از سیدعاصف عبدالزهرا اومد. داشتم پیام رو باز میکردم اما از شانس بد من گوشیم خاموش ش

برچسب: نویسنده: الینا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 15:26

بسم الله الرحمن الرحیمسلام عاصف گفت: - آخه ظاهرا یکی از سوالاشون از اون شخصی که آمارش رسیده بهمون این بود که چیکارهای، آقایی هم که مدعی کارمند سازمان اتمی بودن هست، برای اینکه بهش حالی بدن گفته کارمن

برچسب: نویسنده: الینا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 15:26

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

پناهی رفت. منم در رو بستم اومدم نشستم اون دو صفحه پرینتی که از وضعیت اون متخصص هستهای برام آورد مطالعه کردم.

اما اون شخص چه کسی بود!

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 15:26

صفحه بندی